به نام خالق سلام!..نظر به استقبال بی نظیر و بی بدیل دوستان نسبت به " نکته ی مهم" یک عدد نامه ی سر گشاده در ابتدای این پست قرار می دهم. متن نامه: (سلام!.....آهای ایها الناس! یکی بیاد به من تبریک بگه!.....بابا آخه این چه وضعیه!!!!......یعنی یک نفر هم پیدا نشد که پست قبلی رو تا آخر بخونه!....آهای بعضیا! واقعا" که! البته چون من به شدت مثبت اندیش هستم، بی توجهی شما رو به نکته ی مهم آخر پست قبل این طور تعبیر می کنم: اصل کاری خودم هستم!....بله! متشکرم! شما لطف دارین! من هم چون این طوری راحت تر می باشم همین روند رو ادامه می دهم!) خب! اونایی که خوب شرمنده شدن این پست رو" با دقت" بخونن! اونایی هم که شرمنده نشدن بیش تر سعی کنن! در ضمن من سعی کردم برای پس زمینه رنگ بذارم تا خوندن متن راحت تر شه اما توی وبلاگ اصلا خوب نشد! برای همین هم یه درجه خطم رو درشت تر کردم . . . در انتظار پیشنهاد . . . Nooka تولد یک کهکشان این عکس نشون می ده که چه طور یه کهکشان بزرگ شکل می گیره:"با گردهمایی چند کهکشان کوچک تر که جرم – و در نتیجه ستاره های – کم تری داره" ؛ دانشمندا فکر می کنن این همون راهی بوده که کهکشان های جهان جوان رو بزرگ می کرده. MRC 1138-262 یا "تار عنکبوت" اسمیه که به این کهکشان رادیویی* دادن؛ در جنوب صورت فلکی "مار آبی"(=Hydra) قرار داره و از بزرگ ترین کهکشان های شناخته شده است. این عکس در واقع تعدادی کهکشان ماهواره ای شکل رو به ما نشون می ده که محل تشکیل ستاره ها هستن و نقش مهمی رو در فرآیند شکل گیری "تار عنکبوت" ما ایفا می کنن. *یه کهکشان رادیوئی مثل این، بیش تر انرژیش رو به صورت امواجی با طول موج بلند (طول موج رادیویی) ساطع می کنه و کم ترش رو هم به صورت امواج نور مرئی. خصوصیت قابل توجه کهکشان "تار عنکبوت" حضور کهکشان های کوچک و باریک و در نتیجه کم نوره که در حال یکی شدن هستن. پیچیدگی و انبوه بودن کهکشان های کوچک تائیدیست بر یه نظریه (توجه! این نظریه "قبل از گرفته شدن عکس" از یه عقل سلیم ساطع شده!) اون نظریه هم می گفته که کهکشان ها به صورت سلسله مراتبی شکل می گیرن. طبق این نظریه ابتدا ساختار های کوچک شکل می گیرن و از پیوند و یا تجمعشون ساختار های بزرگ تر به وجود میان؛ مثلا یه کهکشان بزرگ از پیوند کوچک ها و یه خوشه ی کهکشانی از تجمع چندین کهکشان ساخته می شه. هم چنین کهکشان های رادیویی قوی نشون می دن که سیستم های ستاره ای کوچک تر با هم یکی شده و کهکشان های غول پیکری رو - که در مرکز خوشه ها ی کهکشانی همسایه ی ماست - شکل می دن. این تار عنکبوت حدود 000 000 600 10 (ده میلیارد و ششصد میلیون) سال نوری از ما فاصله داره و به همین دلیل سال هایی رو به ما نشون می ده که جهان در حال شکل گیریه؛ فقط (!)000 000 000 3 (سه میلیارد) سال نوری پس از مهبانگ(=BIGBANG) * *با یه حساب سر انگشتی سن جهان می شه 13.6میلیارد سال نوری؟!.......توصیه می کنم در مورد سن جهان خیلی فکر نکنین! چون هر کسی یه چیزی می گه!!! یه توضیح هم برای مبتدی ها! : 1.سال نوری: مسافتی که نور با سرعت 300000 کیلومتر بر ثانیه در یه سال طی می کنه 2. ما زمان گذشته ی اجرام آسمانی رو می بینیم! چون فاصله ی اونا با ما زیاده و تا نورشون به چشم ما برسه سال ها طول می کشه (البته منظورم بیش تر خارج ار منظومه ی شمسیه). مثلا نزدیک ترین ستاره به ما (بعد از خورشید) آلفا قنطورس نام داره که چهار سال نوری از ما دوره؛ پس ما وضعیت چهار سال پیش اونو می بینیم (البته ما که نمی بینیم! اون هایی که در نیم کره ی جنوبی زمین هستن می بینن!). در مورد خورشید حدود هشت دقیقه فاصله است و این کهکشان هم حدود ده میلیارد و ششصد سال نوری اون طرف تره!! پس ما از زمان حالش بی خبریم و فقط تولدش رو می بینیم و از اون جایی که خیلی دیر شده تبریک نمی گیم! بد نیست بدونین که ما هر چقدر تلسکوپ های قوی تری بسازیم و باهاش نور هایی رو که از جاهای دور تری اومدن (و ضعیف تر هم هستن) شکار کنیم می تونیم وضعیت جهان رو در سال های اولیه اش ببینیم!...یعنی از هر چهار بعد فعلی فاصله گرفتیم!(هر چند اوضاع برای فاصله های روی زمین هم همین طوره اما به خاطر کم بودن فاصله ها اختلاف زمانی هم خیلی کمه و قابل درک نیست.) البته این اتفاق(=تصادف کهکشان ها) در فاصله های نزدیک تر و در نتیجه زمان های نزدیک تر به ما هم اتفاق می افته (نظیر همون کهکشان های پست های قبل) و در آینده هم اتفاق خواهد افتاد (مثل کهکشان خودمون و آندرومدا)......و جهان در حال گسترش و رشده.....تا روزی که همه چیز از اول شروع شه... و آن روز از آن کسانیست که روحشان گسترده است . . . مقاله October 12, 2006 /لینک زبان اصلی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 19:28 توسط nooka |
به نام خالق ابر خوشه های ستاره ای در کهکشان های شاخک(!) خب ...چی می بینین؟...(یه عکس تکراری؟!...نه بی انصافی نکنین!).... اول سمت راستیه... خیلی شبیه یه قلبه! با اون خط های دو طرفش انگار یه هواپیما رفتته تو آسمون و یه قلب کشیده!....عکس سمت چپی رو هم که دیدین، همون سمت راستیه اما چرخیده و کمی هم بزرگ تره. عکسی که می بینین واضح ترین عکسیه که تا حالا از NGC 4038-4039 گرفته شده! البته همون طور که از اسم و قیافه اش معلومه ما با دو تا کهکشان طرفیم که مثل دفعه های قبل باز هم با هم تصادف کردن! بالایی NGC 4038 و پایینی NGC 4039 دو کهکشان مارپیچ هستن که در صورت فلکی عقاب(؟)(= corvus) و در فاصله ی 62 میلیون سال نوری از ما قرار دارن. این کهکشان ها اسمشون ("کهکشان های شاخک") رو از اون دو تا خطی* گرفتن که تو عکس راستیه می شه پیداشون کرد. (رد پای هواپیمایی که قلبمونو کشیده!!) این بازو ها در حدود 200 یا 300 میلیون سال پیش در دیدار مقدماتی دو کهکشان (در اثر جاذبشون روی هم)، شکل گرفتن! *اون خط ها از مرکز دو کهکشان به بیرون کشیده شدن و طبق گفته ی سایت هابل می شه اون ها رو با تلسکوپ های زمینی به خوبی دید!!!! (البته این سایت به بزرگ نمایی تلسکوپ اشاره ای نکرده!) دو کهکشان مارپیچ ما از چند صد میلیون سال قبل(!) تاثیر گذاشتن روی هم دیگرو شروع کردن و در آخر هم به نزدیک ترین و جوان ترین نمونه ی دو کهکشان که با هم در حال برخوردن، تبدیل شدن.(جمله بندی رو سیر کردی!!) در طول برخورد میلیاردها ستاره تشکیل می شن. روشن ترین و متراکم ترین مناطق تولد ستاره ها "ابر خوشه" نام داره.این عکس به دانشمندها اجازه داده که ستاره ها رو از ابر خوشه ها تشخیص بدن. اونایی که ماهرن می تونن مرکز دو کهکشان رو تو عکس چپیه پیدا کنن ... بقیه هم اگه خوب دقت کنن دو منطقه ی روشن و مات (بالا و پایین) می بینن که همون مرکز دو کهکشانه و شامل بیش تر ستاره های پیره؛ اون رشته های قهوه ای هم که بین دو مرکز متراکم تره، غباره. توی این عکس هم مثل M 64 (پست اول) در اطراف کهکشان بالایی نقاط روشن و آبی می بینین که هاله های صورتی اون ها رو در بر گرفته....خب! زرنگ ها بگن اینا چی بودن؟.... (این "مناطق تشکیل ستاره های جوان و آبی" و "هاله های هیدروژن برانگیخته" توی خیلی از عکس ها با هم دیده می شن؛ سعی کنین اونا رو به خاطر بسپرین!)........ تقریبا" نصف مناطق کم نور تر هم خوشه های ستاره ای جوانی هستن که هزاران ستاره رو در خودشون جا دادن. دانشمندها به وسیله ی تعیین قدمت فهمیدن که فقط %10 از ابر خوشه های تازه تشکیل شده، بیش از 10 میلیون سال باقی خواهند موند؛ یعنی %90 از این ابر خوشه های ستاره ای در کم تر از 10 میلیون سال پراکنده خواهند شد!دانشمندها گمان می کنن که حدود 100 خوشه ی پر جرم به خوشه های کروی عادی تبدیل شن؛ درست شبیه همون هایی که ما آماتورها در کهکشان خودمون رصد می کنیم! راستی عکسی که می بینین وضعیت کهکشان خودمونه که در چندین میلیارد سال آینده با کهکشان همسایمون، آندرومدا، برخورد می کنه! (می تونین همین الان به شکرانه ی محدودیت عمر بشر سپاسگزار درگاه حق باشین!!) نکته مهم!: این جا همه به من می گن : "متن هات طولانیه و این یه نقطه ضعفه!" منم بهشون می گم:"دلم نمی یاد چیزایی رو که بلدم دریغ کنم!" لطفا شما هم که اصل کاری هستید نظرتونو بگید! با تشکر Nooka
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 21:56 توسط nooka |
به نام خالق سلام! . . . اگه خواستین می تونین روی اسم هر کدوم کلیک کنین و عکس ها رو بزرگ تر ببینین! NGC 4038/NGC 4039 M 81 NGC 1672



+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:52 توسط nooka |
به نام خالق با عرض پوزش مجدد به خاطر طولانی شدن مطلب! نمی شد سه قسمتش کنم . . .به هر حال به نظرم به وقتش می ارزه! امیدوارم شما هم موافق باشین!! چسب تاریک(!) این عکس مرکب خوشه ی 1E 0657-56 یا همون "خوشه ی گلوله ای(!)" رو نشون می ده که در صورت فلکی "کشتی" قرار داره. توی این عکس هم "ماده ی تاریک" و "ماده ی معمولی" به خاطر برخورد دو خوشه ی کهکشانی با هم، از هم تفکیک شدن. البته اگه درس قبلیتونو خوب خونده باشین می دونین که این عکس هم نقاشی شده! . . .چرا؟! . . . چون "ماده ی تاریک" هیچ موجی رو بازتاب نمی کنه! پس . . . گازهای داغ*توسط اشعه ی ایکس پیدا شدن که توی این عکس همون قسمت های صورتی رنگن که بیش تر "ماده ی معمولی" خوشه رو تشکیل می دن؛ اون دو تا گلوله ی آبی هم "ماده ی تاریک" هستن؛ هون جایی که دانشمندها بیش تر جرم خوشه رو پیدا کردن! . . . *راستی! گاز داغ یعنی گاز با دمای صد میلیون درجه!! °000 000 100 !!!! گلوله ی قرمز سمت راست، گازهای داغ خوشه ی کوچک تره که - به خاطر برخورد دو خوشه - از وسط گازهای داغ خوشه ی بزرگ تر رد شده. همون طور که توی عکس هم می بینین،بیش تر منطقه آبیه و این یعنی بیش تر ماده ی کلی این خوشه رو "ماده ی تاریک" تشکیل می ده. به عبارت دیگه: مقدار و جاذبه ی "ماده ی تاریک" > مقدار و جاذبه ی گازهای داغ > مقدار و جاذبه ی کهکشان ها و ستارگان و اما آنچه در طول برخورد گذشته . . . سرعت گازهای داغ در طی برخورد دو خوشه، به وسیله ی نیرویی – که همان نیروی عکس العمل و نتیجه ی برخورده - کند شده اما این فشار و ضربه – بر خلاف گازها – سرعت "ماده ی تاریک" رو کم نکرده! چون همون طور که گفتم، این ماده نسبت به هیچ چیز به طور مستقیم واکنش نشون نمی ده! به گازها که با نیروی شدید این تصادف حرکت می کنن و حتی به نیرو! (نیرویی که از هر نیروی دیگه ای – در حال حاضر – قوی تره!) و حتی تر نسبت به خودش! (یعنی فعل و انفعالات داخلی نداره!) در عوض فقط و فقط از راه جاذبه ی منحصر به فردش دیگران رو تحت تاثیر قرار می ده! توجه! توجه! فراموش نکنین که این دو خوشه، قبل از برخورد با هم – مثل همه ی چیزهایی دیگه – در حال حرکت بودن!(اگه در حال حرکت نبودن که با هم تصادف نمی کردن!!) پس "ماده ی تاریک" هم حرکت می کرده، حالا ضربه ی ناشی از برخورد سرعت گازها رو کم می کنه اما "ماده ی تاریک" همچنان به حرکتش ادامه میده و این جوری این دو ماده از هم تفکیک می شن! حتی توی عکس ها هم می تونین به وضوح درستی این ادعا رو ببینین! همون طور که گفتم جرم گازهای داغ بین کهکشان ها خیلی بیش تر از جرم تمام کهکشان های درون خوشه است اما همه ی این "ماده ی معمولی"،خودش توسط جاذبه ی جرم بیش تری از "ماده ی تاریک" در یه جا نگه داشته می شه؛ که در آخر همه با هم یه خوشه ی کهکشانی رو تشکیل می دن. در واقع گازهای داغ به خاطر جرم زیادشون جاذبه ی قوی دارن اما "ماده ی تاریک" منبع نیروی گرانش اضافیه که مانع از فروپاشی یه خوشه ی کهکشانی می شه، حتی در یه برخورد! این رو هم بگم که برخورد دو خوشه ی کهکشانی بزرگ پر انرژی ترین اتفاق ممکنه! ( البته بعد از "انفجار بزرگ"(=Big Bang) ! )* و اگه "ماده ی تاریک" وجود نداشت و فقط جاذبه ی ماده ی مرئی بود،خوشه های کهکشانی از هم می پاشیدند و خدا می دونه چه بلایی سر این دنیا می اومد!! در واقع دوام دنیا بدون این ماده ممکن نبود! *طبق نظریه ی Big Bang جهان با یه انفجار بزرگ خلق می شه؛گلوله ای به شدت داغ، حاوی ماده ای که اساس ساختار مواد این جهانه (خیلی اساسی تر از الکترون و پروتون و کوارک و . . . ) به دلایلی منفجر می شه و با انبساط و در نتیجه سرد شدن،کم کم(خیلی کم کم!)اتم ها،ملکول ها و. . . و در آخر هم همین چیزهایی که الان می بینیم و نمی بینیم(!) شکل گرفتن. اگه خوب به این عکس و دو عکس قبلی نگاه کنین، می بینین که بیش تر کهکشان ها در اطراف "ماده ی تاریک" قرار دارن؛ و این یعنی برخورد دو خوشه روی کهکشان ها هم مثل "ماده ی تاریک" تاثیری نداشته! این ها همه به دلیل جرم زیاد "ماده ی تاریک" و در نتیجه جاذبه ی شدیدشه؛ این نیروی فوق العاده مانع از فروپاشی خوشه ها می شه و مثل یه چسب قوی کهکشان ها رو نگه می داره تا خوشه متلاشی نشه! اگه گازهای داغ – که بیش ترین مقدار "ماده ی معمولی" خوشه های کهکشانی رو تشکیل میدن – طبق نظریه های جایگزین، بیش ترین میزان جرم خوشه ها رو هم داشتن ،این اتفاق ها نمی افتادن و همه چیز از هم می پاشید! اما در عوض،وقوع این اتفاق ها یعنی "ماده ی تاریک" وجود داره! و در پایان باید بگم نیروی ناشی از تصادف دو خوشه، که روی گازها اعمال شده، دلیل ایجاد شکل گلوله ای در این خوشه است. خب! بزرگ های زرنگ! جواب سوال هام رو پیدا کردین؟ 
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 0:10 توسط nooka |
به نام خالق ( با عرض پوزش به خاطر تاخیر، به دلیل نبودن در منزل و نداشتن نوت بوک(!) متن ما وارد بازی های پیچیده ای شد که نتیجه اش هم همین تاخیره!) حلقه ی تاریک قبل از هر چیز باید یه نکته رو در مورد این دوتا عکس بگم . اونم اینه که عکس سمت راست یه منظره ی واقیه اما عکس سمت چپ همون منظره است که رنگ آمیزی شده و تلسکوپ فضایی هابل توی اون از هیچ کدوم از فیلترهای مخصوصش استفاده نکرده.شاید این واقعی ترین نقاشی تخیلی بشر باشه!! این یه عکس از خوشه ی کهکشانی Cl 0024+17 (ZwCl 0024+1652) در صورت فلکی ماهی(=حوت) با فاصله ی پنج میلیارد سال نوریه، قطر حلقه ای هم که می بینین 2.6 میلیون سال نوریست. خب من همون طور که گفته بودم می خوام براتون از"ماده ی تاریک"بنویسم.اما باور کنین این قضیه اون قدر برام شگفت انگیز و باور نکردنیه که نمی دونم از کجا شروع کنم! "ماده ی تاریک" دقیقا همون چیزیه که شما در حال حاضر توی عکس سمت راست نمی بینین و تقریبا اون چیزیه که توی عکس سمت چپ می بینین! توجه کنین!....اسمش رو گذاشتن "ماده ی تاریک" نه "ماده ی سیاه"! .......نباید تاریک رو با سیاه اشتباه کرد. تاریکی در مقابل روشناییه و این مثل اینه که "ماده ی تاریک" همیشه در تاریکی قرار داره! و در روشن ترین مکان ها هم شما اون رو نمی بینین!!(یه تذکر هم برای ذهن های خلاق! از این ماده برای نامرئی کردن آدم ها یا چیزهای دیگه نمی شه استفاده کرد! بی خودی ذهنتون رو درگیر نکنین! دلیلش رو هم می گم.) با این که هنوز کسی نمی دونه چه چیزی "ماده ی تاریک" رو تشکیل می ده اما در ظاهر چیزیه که تمام گیتی را در بر گرفته،یعنی بیش تر ماده ی تشکیل دهنده ی جهان ما "ماده ی تاریک" و درصد کمی از اون ماده ی معمولیه! اما آیا می شه با اطمینان گفت که بشر هرگز اون رو نخواهد دید؟ کی می دونه؟ در حال حاضر که فقط می شه گفت ما بیش تر دنیا رو نمی بینیم !(تصورش رو بکنین!تمام ستاره ها،ابرنواخترها،کهکشان ها،خوشه های کهکشانی و. . . تنها درصد کمی از دنیای اطراف ما را تشکیل دادن!) یه بار دیگه به عکس ها نگاه کنین . . . این یه مدرک کامل از وجود ماده ایه که . . . از هیچ چیز تاثیر نمی پذیره! خوب فکر کنید! از هیچ چیزی! مثلا اگه هر نور و یا حتی هر موج الکترومغناطیس دیگه ای (مثلا اشعه ی ایکس) بهش بتابونین،بازتاب نمی شه!پس چه جوری باید کشفش کرد؟! . . . البته دانشمندان عزیز تقریبا تقلب کردن! هر چند اصلا دلشون نمی خواسته باور کنن که همچین چیزی وجود داره اما واقعیتی که می دیدن یا درواقع چیزی که باید می دیدن اما نمی دیدن،اون ها رو مجبور کرد پیشگویی های نظریه پردازان رو باور کنن! یه بار دیگه طبیعت نظریه پردازان رو تایید کرد! از اون جایی که هر سوالی جوابی داره، "ماده ی تاریک" هم خودش، خودش رو لو می ده: جاذبه کلید حل معماست! ظاهرا تنها چیزی که این ماده ی مرموز داره، جاذبه ی فوق العاده و شدیدشه! جاذبه ی شدید "ماده ی تاریک" موجود در خوشه ی کهکشانی CI 0024+17 نور کهکشان های پس زمینه رو منحرف می کنه؛درست مثل یه ذره بین.(توجه کنین که نور با سرعت 000 300 کیلومتر بر ثانیه در حال پیشرویه و حتی منحنی کردن مسیر مستقیمش هم نیروی خارق العاده ای می خواد!) پس هر جا نوری بی دلیل منحرف و یا حتی مسیر مستقیمش تبدیل به کمان بشه، یعنی ماده ی جاذب ما داره بهمون سلام می کنه! حالا با اندازه گرفتن میزان انحراف نور می شه جرم کل خوشه رو تعیین کرد؛ و از راه های دیگه ای هم می شه جرم ماده ی معمولی و قابل مشاهده رو فهمید. خب حاصل تفریقشون هم می شه اون چیزایی که نمی بینیم! به دلیل همین جاذبه ی زیاد هم نمی شه چیزی رو باهاش نامرئی کرد! در ضمن به خاطر ساختار ناشناخته اش (تا حالا) کسی نتونسته حتی در حد آزمایشگاهی تولیدش کنه. البته این رو هم بگم که"ماده ی تاریک" قبلا پیدا شده بود اما چیزی که این عکس رو تبدیل به یه مدرک کرده، اینه که می شه این ماده ی دست نیافتنی رو از کهکشان ها و گازهای میان ستاره ای تفکیک کرد. در واقع دیگه جای هیچ شکی نیست که این ماده ی جدید وجود داره. در ضمن به دلیل همین تفکیک می شه خیلی بهتر روی خصوصیت ها و رفتار متفاوت این کشف جدید تحقیق کرد. این نقاشی قشنگ یا همون نقشه ی "ماده ی تاریک"هم با توجه به تاثیر جاذبه ی این ماده روی نور ضعیفی که از کهکشان های دوردست میاد، کشیده شده و این تنها راه پیدا کردنشه.(البته عکس های هابل محبوب تنها وسیله ی مناسب برای این کار بود!) به هر حال آدم هر چقدر هم که دانشمند باشه باز هم کشیدن نقشه ی یه ماده ی نامرئی کار خیلی سختیه، چون نه خودش نوری داره و نه نور بقیه رو بازتاب می کنه! حلقه ای هم که می بینین به علت بر خورد دو خوشه ی کهکشانی با هم در حدود(!) یک یا دو میلیارد سال نوری قبل به وجود اومده.(چرا ش تو پست بعدی معلوم می شه!)در واقع همین برخورد باعث تفکیک"ماده ی تاریک" از ماده ی معمولی شده. طبق بازسازی این تصادف با برنامه های کامپیوتری، وقتی دو خوشه ی کهکشانی در هم کوبیده و ادغام می شن، ماده ی تاریک می ریزه وسط خوشه ی جدید که ترکیب همون دو خوشه ی قدیمیه. (توجه دارین که این "ماده ی تاریک" در هر دو خوشه وجود داشته!) تا اینجا رو داشته باشین، می خوام برای بقیش یه مثال بزنم: فرض کنین یه کمی روغن رو بریزیم وسط یه ظرف مسطح مثل ماهیتابه،خب روغن به آرومی در سطح ظرف پخش می شه و در حالی که به طرف خارج در حرکته، از سرعتش کم می شه؛این دقیقا همون اتفاقیه که برای "ماده ی تاریک" می افته. "ماده ی تاریک"(=روغن) در خوشه (=ماهیتابه) پخش و در عین حال سرعتش کم می شه. (می تونین یه بار تو آشپزخونه امتحان کنین!) البته"ماده ی تاریک" در خوشه در تمام جهت ها پخش می شه. اما. . . یه سوال! . . . ماده ای که هیچی به جز جاذبه نداره و حتی دیده هم نمی شه، به چه دردی می خوره؟ . . .و یه سوال دیگه: چرا باید یه ماده ی بی خاصیت بخش بزرگی از این دنیا رو تشکیل بده؟ یادتونه گفتم این ماده از هیچ چیزی تاثیر نمی پذیره؟ عواقب این خصوصیت عجیب + جواب سوال هام موضوع پست بعدیه!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 21:37 توسط nooka |
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:57 توسط nooka |
راز های پنهان کهکشان "چشم شیطان" M64)) کهکشانی که می بینید در نوع خودش بی نظیره! با همه فرق داره و اون قدر جالبه که از بین بقیه برای کار اول انتخاب شده. لیاقتش رو داره! چون با این که آقای مسیه ی مشهور اون رو توی قرن هجدهم میلادی رصد کرد و اسمش رو گذاشت ""M64 و حتی خیلی از آماتورها هم توی تلسکوپ هاشون باهاش ملاقات کردن، اما تونسته رازهای پنهانش رو حدود دو قرن مخفی نگه داره!! به هر حال هر علاقه مند به نجوم رو که چه عرض کنم، هر کسی رو متعجب می کنه. برای شروع، بهتره یه آشنایی کلی باهاش پیدا کنین: این کهکشان قشنگ منطقه ی وسیعی از غبار های تیره رنگ داره که در حال جذب شدن به سمت هسته ی درخشانش هستن و به همین دلیل بهش می گن کهکشان "چشم سیاه" و یا "چشم شیطان". · · اگه می خواین "M64"رو که به "NGC 4826" هم معروفه رصد کنین، باید توی صورت فلکی "گیسوان برنیکه" دنبالش بگردین. شکل زیر اونو توی صورت فلکیش نشون می ده ( البته تقریبـا!!) که با قدر ظاهری 9.30 می درخشه


· "چشم شیطان" حدود هفده میلیون سال نوری از زمین عزیزمون فاصله داره و پهنای اون هم 7400 سال نوریه.
و اینک... قسمت هیجان انگیز داستان....
· این کهکشان خارق العاده،به خاطر بر خورد بین دو کهکشانه که خارق العاده شده و این برخورد باعث شده که نوع حرکتش با همه ی کهکشان های مارپیچ دیگه متمایز باشه. اولش همه فکر می کردن که در"M64" هم - مثل اغلب کهکشان های فرفره مانند دیگه - همه ی ستاره ها در جهت عقربه های ساعت به دور مرکز کهکشان می چرخن، اما در اواخر قرن بیستم (1990) مطالعات بیش تر نشون داد که همه اشتباه می کردن!
تنها گازها و ستاره های منطقه ی درونی هستن که در جهت عقربه های ساعت می چرخن نه گازهای میان ستاره ای منطقه ی بیرونی! اون ها در خلاف جهت عقربه های ساعت حرکت می کنن!! ( یه بار دیگه به عکس سمت راست نگاه کنین! مثل یه اتوبان دو طرفه می مونه! )
منجم ها می گن این چرخش عجیب و شگفت انگیز وقتی شکل گرفته که M64 در حال جذب کردن یه کهکشان ماهواره ای بوده که قبلا باهاش برخورد کرده (شاید بیش تر از یه میلیارد سال پیش).
البته از اون کهکشان بی چاره چیز زیادی باقی نمونده اما حرکت رو به عقب گاز های منطقه ی بیرونی از نشانه های این برخورده.
· در ناحیه ی مرزی دو حرکت متضاد، قسمتی خالی وجود داره که متراکم و منبسط شده و در نتیجه محل تولد ستاره های جوان زیادیه که اون ها رو می تونید به صورت نقطه های آبی رنگ توی عکس پیدا کنید.اون هاله های صورتی رنگ هم مولکول های هیدروژن برانگیخته* شده هستن.
*توضیح این که: ستاره های جوان و آبی با تاباندن اشعه ی فرابنفش به اطراف، هیدروژن های دور و برشون رو برانگیخته می کنن؛ یعنی تنها الکترون اتم هیدروژن با دریافت انرژی از اشعه ی فرابنفش، از هسته ی اتم دورتر شده و هنگام برگشتن به جای اولش، اون انرژی رو به صورت نور صورتی آزاد می کنه.
راستی فکر کردم شاید بد نباشه بدونین "ماده ی تاریک" چیزیه که هفته ی آینده راجع بهش مینویسم.البته این ماده رو در خوشه های کهکشانی پیدا کردن و موضوع ما هم چنان کهکشان ها هستن.
امیدوارم هفته آینده هم به ما سر بزنین. نگاشته شده توسط nooka
+ نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 17:43 توسط nooka |